چرا مامانا پسراشون رو بیشتر دوست دارن؟
اینکه چرا مامانا پسراشون رو بیشتر دوست دارن، سؤال تازهای نیست؛ تقریباً تو هر خانوادهای حداقل یه بار به شوخی یا جدی این موضوع مطرح شده.
واقعیت اینه که مامانا پسراشون رو یه جور خاص دوست دارن؛ یه دوست داشتنِ ترکیبی از نگرانی، غرور، دلسوزی و این باور عمیق که
پسرم هنوز بچهست، حتی اگه ریش داشته باشه و40 سالش باشه
از اون طرف، پسرها یه استعداد ذاتی برای مظلومنمایی دارن. یه اخم کوچولو، یه «مامان من گشنمه» با صدای خسته، و تموم! مامان آمادهست تا حتی کوه هم براش جابهجا کنه.
در حالی که اگه دختر همون لحظه بگه گشنمه، جواب میشنوه: خودت برو یه چیزی درست کن دیگه!
و البته نباید نقش افتخار ملی رو دستکم گرفت.مامانها وقتی از پسرشون حرف میزنن، انگار دارن از یه سوپرمن حرف میرنن، یه شخصیت خاص!
پسرم مهندسه، پسرم قدش بلنده، پسرم خیلی باهوشه
جزئیاتی که بعضی وقتا حتی خود پسر هم ازش خبر نداره! آخرش هم باید گفت این بیشتر دوست داشتن نیست، یه مدل دوست داشتنه؛
یه عشق پر سر و صدا، پر استرس، پر از غذا

مادران واقعا پسرارو بیشتر دوست دارن ؟
مادر پسرش رو با یه حس ترکیبی بزرگ میکنه؛ حس مراقبت دائمی، مسئولیت، و یه ترس همیشگی از اینکه «نکنه دنیا باهاش مهربون نباشه». پسر برای مادر معمولاً موجود مستقلی نیست که قراره زود سرِ پای خودش بایسته؛ برعکس، هرچی زمان میگذره، این حسِ نیاز به مراقبت عمیقتر میشه. انگار مادر باور داره پسرش تو دل زندگی، همیشه یه گوشهی امن لازم داره، و اون گوشه امن باید خودِ مادر باشه.
از اون طرف، دخترها اغلب از همون کودکی قویتر فرض میشن. نه لزوماً قویتر، بلکه «قابل اعتمادتر». مادرها ناخودآگاه به دختر یاد میدن صبور باشن و از خودش مراقبت کنن. مادرها ناخودآگاه به دخترشون تکیه میکنن، ازش انتظار فهمیدن و همراهی دارن.
و همین تفاوت در رفتار باعث میشود دخترها احساس کنند کمتر دیده میشوند، در حالی که مادر شاید فکر میکند دارد عادلانه رفتار میکند!
پشت این تفاوت، داستانی پیچیده ازروان شناسی،فرهنگ و ناخودآگاه انسانی پنهان شده ،که سعی میکنیم به بخش کوچکی از این موضوع بپردازیم
1. وابستگی عاطفی متفاوت
پسرها معمولاً در ابراز احساساتشون به مادر وابستهترن، مخصوصاً در فرهنگ ما. همین وابستگی باعث میشه رابطهی احساسی مادر و پسر خیلی پررنگتر دیده بشه.
پسر، ادامهی هویت مادر در جامعهست، در خیلی از فرهنگها، زن بعد از مادر شدن با «پسرش» بیشتر دیده میشه.
پسر میتونه:
نام خانوادگی رو ادامه بده
جایگاه اجتماعی مادر رو تثبیت کنه
یه جور «موفقیت تربیتی» محسوب بشه
ناخودآگاه، مادر احساس میکنه پسرش امتداد خودش در جامعهست.
2. نقشهای فرهنگی و سنتی
در خیلی از خانوادهها، پسر هنوز هم «تکیهگاه آینده» یا «ستون خانواده» حساب میشه. این نگاه ناخودآگاه باعث میشه مادر توجه و حمایت بیشتری نشون بده، حتی اگه قصدش تبعیض نباشه.
3. دخترها مستقلتر به نظر میرسند (حتی اگر نباشند!)
جالب است بدانید بسیاری از مادرها تصور میکنند دخترها قویتر، بالغتر و مستقلتر هستند.
دخترها معمولاً مسئولیتپذیرترند، احساسات را بهتر مدیریت میکنند و زودتر نقش بزرگتر خانواده را میگیرند.
پس مادر ناخودآگاه فکر میکند:
«اون خودش بلده و کمتر نیاز به توجه داره
4.رابطه مادر و پسر یک پیوند خاص روانشناختی است
در روانشناسی، رابطه مادر و پسر یک رابطه خاص و متفاوت شناخته میشود.
پسرها اولین الگوی ارتباط با جنس مخالف را از مادر میگیرند و مادرها هم ناخودآگاه نقش مهمی در شکلگیری شخصیت پسرشان دارند.
به همین دلیل، برخی مادرها پیوند عاطفی بسیار عمیقی با پسرشان برقرار میکنند؛ پیوندی که گاهی حتی به شوخی باعث حسادت عروس آینده میشود!
5.رقابت پنهان مادر–دختر
بین مادر و دختر، بهخصوص در سنین نوجوانی و جوانی، گاهی یه رقابت نانوشته شکل میگیره؛ سر استقلال، زیبایی، یا حتی شباهتها. این موضوع میتونه صمیمیت رو کمتر نشون بده.
6. دوست داشتن برابر، رفتار نابرابر
واقعیت این است که بیشتر مادرها بچههایشان را به شکل برابر دوست دارند، اما به شکل متفاوت.
به پسر بیشتر توجه مراقبتی میدهند
به دختر بیشتر اعتماد و مسئولیت میدهند
و همین تفاوت در نوع محبت، باعث سوءتفاهم میشود.

در نتیجه:
مامانا پسرها را بیشتر دوست دارند یا فقط متفاوت دوست دارند؟
اگر بخواهیم صادقانه به این سوال جواب بدیم باید بگیم که:
مامانا معمولاً پسرها را بیشتر دوست ندارند، فقط جور دیگری دوست دارند. این (بیشتر دوست داشتن) شاید واقعاً بیشتر نباشه؛ فقط صدادارتره، مراقبتیتره و پررنگتر دیده میشه. عشق مادر به بچههاش تقسیم نمیشه، شکل عوض میکنه
پسرها بیشتر حمایت میشوند و دخترها بیشتر درک میشوند.
پسرها بیشتر لوس میشوند، دخترها بیشتر بزرگ میشونذ.
و شاید همین تفاوت هاست که خانواده را جذاب، پیچیده و دوستداشتنی میکنه
این موضوع فقط یه حس شخصی یا حسادت خواهرونه نیست؛ ریشههای جدی روانی، فرهنگی و حتی تاریخی داره.
خیلی وقتها مسئله این نیست که مادر یکی رو بیشتر دوست داره؛ مسئله اینه که یکی رو بیشتر نگرانشه.
واین نگرانی، شبیه عشقِ بیشتر به نظر میاد.
و اما نظر شخصصی نویسنده :
اگر از دخترا بپرسن که روزی بخوای مامانتو انتخاب کنی، کدوم مامان انتخاب میکنی؟ قعطا درجواب میگن : مامان داداشم




دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.